X
تبلیغات
ضربه ای بر کودکان - کودک ربایی





































ضربه ای بر کودکان

جایی برای گفتن حقایق

فرمانده انتظامي استان ايلام با اشاره به آزادي گروگان 9ساله از دست ربايندگان، گفت: طلبکاران وقتي نمي توانستند بدهي خود را از پدر «اهورا» بگيرند نقشه ربودن او را کشيدند.

 سردار علي دولتي گفت: چهار روز پيش بود که خبر ربايش پسربچه اي 9ساله با تاخير به اطلاع مرکز فوريت هاي پليسي110 شهرستان «شيروانچرداول» رسيد.

وي افزود: «اهورا» که 9 سال بيشتر نداشت ساعت هفت صبح که عازم رفتن به مدرسه بود توسط چند نفر ناشناس به زور سوار يک خودرو شده وربوده شد.

فرمانده انتظامي استان ايلام اضافه كرد: پس از گذشت يك ساعت موضوع از طريق خانواده پسربچه ربوده شد به پليس گزارش شد که با توجه به تاخير بوجود آمده ، آدم ربايان از منطقه خارج و اهورا را به يکي از استان هاي همجوار انتقال داده بودند.

وي تصريح کرد: ماموران پليس آگاهي واطلاعات انتظامي استان و شهرستان شيروانچرداول پس از اطلاع از اين موضوع بلافاصله در محل حاضر و تحقيقات خود را آغاز کردند.

اين مقام مسوول انتظامي افزود: تحقيقات پليس مشخص کرد که قصد آدم ربايان از اين اقدام اختلافات مالي با پدر پسربچه ربوده شده بوده است.

سردار دولتي با اشاره به اينکه پدر اين پسربچه در زندان به سر مي برد، اظهارداشت: آدم ربايان وقتي نمي توانستند طلب خود را از پدر بگيرند دريک اقدام جنون آميز اقدام به ربودن كودك  9 ساله  وي مي کنند.

وي اضافه كرد: پس از ساعت ها کار اطلاعاتي عاملان اصلي اين آدم ربايي شناسايي و طي سه روز گذشته تعداد 11 نفر دراين رابطه دستگير شدند.

فرمانده انتظامي استان ايلام خاطرنشان کرد:سرانجام بامداد امروز و پس از تلاش بي وقفه کاراگاهان پليس آگاهي، ماموران پليس اطلاعات استان و شهرستان «شيروانچرداول» عامل اصلي اين آدم ربايي وقتي عرصه را برخود تنگ ديد پسربچه ربوده شده را آزاد کرد و خود نيز دستگير شد.

وي با اشاره به اينکه عامل اصلي اين آدم ربايي از افراد شرور و سابقه دار بوده است، افزود: پسربچه صحيح وسالم صبح امروز تحويل خانواده اش شد.

سردار دولتي با تاکيد بر اين نکته که استان ايلام جايي براي جولان افراد شرور نيست از همکاري و هماهنگي خوب دستگاه قضايي، نيروهاي امنيتي، فرماندار و اعضاي شوراي تامين شهرستان «شيروانچرداول» که در آزادي اين پسربچه نقش داشتند تقدير و تشکر کرد.

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1391ساعت 6:3 توسط امیر صبری|


سرنوشت پسر 14 ساله با گذشت 28 ماه از ناپدید شدنش هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد.

15 شهريور سال 1389 زني با مراجعه به کلانتری 121 سلیمانیه به مأموران اعلام کرد که پسر 14 ساله اش به هویت معین چهارم تيرماه از خانه خارج شده و دیگر مراجعه نکرده است.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع فقدانی و به دستور قاضی هاشمیان، دادیار شعبه اول دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

مادر فقدانی در زمان حضور در کلانتری و در پاسخ به سؤال مأموران در خصوص علت مراجعه دیر خود به پلیس، گفت: پسرم پیش از این سه بار دیگر گم شده بود و هر بار پس از گذشت یک یا دو هفته توسط بهزیستی پیدا و به ما تحویل داده می شد.

با آغاز تحقیقات در پایگاه ششم بلافاصله تصاویر فقدانی به همراه دیگر مشخصات وی از جمله رنگ و نوع لباس‌ها (تی شرت آبی و شلوار و کفش مشکی) در اختیار سازمان بهزیستی، کانون اصلاح و تربیت، پزشکی قانونی، مراکز انتظامی ( کلانتری‌ها ) و.... قرار داده شد تا در صورت بدست آمدن هرگونه خبر بلافاصله موضوع به پایگاه ششم پلیس آگاهی اعلام شود اما با وجود تمامی این اقدامات و پیگیری های بعمل آمده، هیچگونه اطلاعات قابل بهره برداری در اختیار کارآگاهان پایگاه ششم قرار نگرفت و خانواده فقدانی نیز در تحقیقات هیچگونه اطلاعات مفیدی جهت پیگیری ارائه نکردند.

سرهنگ کارآگاه محمد اشراقی، رئیس پایگاه ششم پليس آگاهی تهران بزرگ، با اشاره به ادامه رسیدگی به این پرونده در پایگاه ششم پلیس آگاهی، گفت: در ادامه رسیدگی به پرونده و درخواست های مکرر خانواده فقدانی در خصوص انتشار تصویر فرزندشان، دستور انتشار تصویر فقدانی از سوی مقام محترم صادر شده است ؛ لذا از کلیه شهروندان محترم که موفق به شناسایی تصویر فقدانی شده و اطلاعاتی در خصوص محل تردد و یا سرنوشت وی دارند درخواست می شود تا هرگونه اطلاعات خود را از طریق شماره تماس 21867965 در اختیار تیم فقدانی پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار دهند.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1391ساعت 8:26 توسط امیر صبری|



مردي كه به اتهام شكنجه و قتل پسر يازده ماهه خود تحت تعقيب پليس آگاهي استان خراسان رضوي بود، در پليس راه استان قم دستگير شد و در بازجويي مقدماتي به شكنجه دادن و قتل كودكش اعتراف كرد.

مادر اين كودك بنابر دلايلي نامعلوم قصد داشت با گفته‌هاي دروغين وانمود كند پس از جدايي با يك مرد افغان ازدواج كرده و كودكش از سوي ناپدري شكنجه شده و مرده است.

رسيدگي به اين پرونده اوايل مرداد امسال هنگامي در دستور كار پليس آگاهي استان خراسان رضوي قرار گرفت كه مسوولان بيمارستان امدادي شهر مشهد با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 تماس گرفتند و خبر دادند زني پسر 11 ماهه خود را در حالي كه بر اثر سوختگي شديد بيهوش شده به بيمارستان آورده است و به نظر مي‌رسد اين كودك مورد كودك‌آزاري قرار گرفته است.

در پي اين تماس، ماموران انتظامي در بيمارستان حضور يافتند و مانع فرار مادر كودك از آنجا شدند. اين در حالي بود كه پزشكان تلاش براي نجات جان كودك يازده ماهه به نام ابوالفضل را آغاز كرده بودند.

اظهار بي‌اطلاعي مادر از شكنجه شدن كودك

با دستور قضايي مادر كودك به پليس آگاهي منتقل و در بازجويي گفت: روز حادثه براي پرداخت هزينه قبض برق از خانه بيرون رفتم. وقتي بازگشتم، متوجه شدم پسرم ابوالفضل بيهوش در اتاق افتاده است. بنابراين او را به بيمارستان بردم و نمي‌دانم در نبود من چه كساني وارد خانه شده و او را شكنجه كرده‌اند.

در پي اظهارات به دست آمده از اين زن، معلوم شد شوهرش آنها را ترك كرده و از او بي‌خبر است.

چند روز بعد ماموران از طريق مسوولان بيمارستان مطلع شدند پسر كوچولو جان خود را از دست داده است.

در پي مرگ اين كودك، موضوع به قاضي شاكر، كشيك ويژه قتل مشهد گزارش شد و با هماهنگي قضايي جسد كودك به پزشكي قانوني منتقل شد.

فرار مرموز مادر پس از مرگ كودك

در حالي كه تحقيق در اين رابطه ادامه داشت، ماموران متوجه شدند مادر كودك به طرز مرموزي ناپديد شده و براي تحويل گرفتن جسد كودك به پزشكي قانوني مراجعه نكرده است.

در ادامه مادر كودك تحت تعقيب پليس قرار گرفت و سرانجام ماموران موفق به دستگيري وي در يكي از محله‌هاي جنوبي شهر شدند.

زن متهم: ناپدري، عامل جنايت است

مادر كودك با انتقال به پليس آگاهي دوباره بازجويي شد و اين بار ادعا كرد پس از جدايي از شوهر اول خود با يك مرد افغان ازدواج كرده و او حاضر به نگهداري فرزند وي نبوده است و هميشه شكنجه‌اش مي‌داده، دست و پاي ابوالفضل را مي‌سوزانده و حتي روز حادثه نيز كودك را در قابلمه آبجوش قرار داده، سوزانده و بشدت كتكش زده كه او بيهوش شده سپس با رها كردن كودك در خانه، متواري شده است.

در پي اظهارات مادر كودك، او با قرار قانوني روانه زندان شد و پليس جستجوي ويژه‌اي را براي دستگيري ناپدري آغاز كرد تا اين كه هفته گذشته پزشكي قانوني نظر داد علت مرگ كودك ضربه به ناحيه سر او بوده است.

ردپاي پدر در شكنجه پسرش

در مرحله بعدي تحقيقات، ماموران متوجه شدند مادر كودك دروغ گفته و از شوهرش جدا نشده بلكه كسي كه كودك را شكنجه داده و مرگ او را رقم زده، پدر واقعي كودك بوده كه اكنون متواري شده است.

در اين مرحله ماموران مشخصات مرد كودك آزار را در اختيارگشت‌هاي انتظامي قرار دادند.

جستجوها ادامه داشت تا اين كه روز‌هاي پاياني هفته گذشته ماموران مستقر در پليس راه استان قم قاتل فراري را هنگام ‌تردد در اين مسير شناسايي و او را دستگير كردند.

اعتراف پدر قاتل در دادسراي قم

شاكر، قاضي شعبه ۸۰۹ مجتمع قضايي شهيدقدوسي مشهد در اين باره به خبرنگار ما گفت: پدر كودك‌آزار با توجه به اين‌كه در استان قم دستگير و از سوي بازپرس شعبه 12 دادسراي اين شهر تحت بازجويي مقدماتي قرار گرفته است، به شكنجه دادن و قتل پسر 11 ماهه خود اعتراف كرده و اكنون روانه زندان شده است.

وي اضافه كرد: هماهنگي قضايي با دادسراي استان قم انجام شده تا بزودي عامل اين جنايت هولناك به پليس آگاهي مشهد منتقل شود و بازجويي پليسي و قضايي از او صورت گيرد تا مشخص شود به چه انگيزه‌اي فرزندش را اين چنين با قساوت شكنجه داده و مرگش را رقم زده است و همچنين در مواجهه حضوري با همسرش نيز قرار گيرد تا مشخص شود چرا اين زن از بازگو كردن نام شوهر خود به عنوان قاتل فرزندشان طفره مي‌رفته است.

نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1391ساعت 0:18 توسط امیر صبری|


دادستان عمومي و انقلاب سيرجان گفت: با پيگيري‌هاي قضايي و تلاش ماموران پليس آگاهي يك جوان شانزده ساله اهل زرند كرمان پس از سال‌ها دوري به جمع خانواده‌اش بازگشت.

مهدي بخشي افزود: اين كودك سال 1375 در حالي كه يازده روز از تولد او مي‌گذشت، توسط يك زوج افغان كه به عنوان كارگر براي اين خانواده كار مي‌كردند، در زرند ربوده شد.

وي افزود: اين خانواده در طول زندگي خود هيچ‌گاه از تلاش خود را براي پيدا كردن كودكشان دست نكشيدند و حتي براي اين منظور به شهرهاي زاهدان، زابل و حتي مرز افغانستان رفتند، اما نتيجه‌اي برايشان نداشت.

اين مقام قضايي اظهار كرد: پس از گذشت نزديك به 16 سال دوري و كشف سرنخي از حضور خانواده رباينده كودك در سيرجان، دادستان زرند با صدور نيابت قضايي پرونده را به اين شهر ارجاع داد.

بخشي گفت: سرنخ‌هايي از حضور زوج افغان رباينده كودك ايراني حوالي (يحيي‌آباد) سيرجان به دست آمد و پس از زيرنظر گرفتن اين روستا به طور نامحسوس توسط ماموران پليس آگاهي، محل زندگي كودك ربايان كشف شد.

دادستان عمومي و انقلاب سيرجان ادامه داد: ماموران پليس در اقدامي ضربتي وارد منزل اين زوج شده و زن و مرد افغان و كودك ربوده شده را كه يك نوجوان شانزده ساله شده بود، دستگير كردند.

وي اضافه كرد: اين كودك كه ظاهر و لهجه‌اش هم مانند خانواده افغان شده بود، از موضوع ربوده شدنش هيچ اطلاعي نداشت.

اين مقام قضايي تصريح كرد: خانواده زرندي، زوج افغان را شناسايي و با ديدن پسرشان اشك شوق ريختند.

دادستان سيرجان تصريح كرد: براي اثبات ادعاي خانواده اهل زرند، آزمايش DNA از جوان شانزده ساله و والدين او انجام و براي بررسي و اعلام نظر قطعي به آزمايشگاه اصفهان ارسال شده است.

بخشي بيان كرد: زوج افغان بچه‌دار نمي‌شدند و انگيزه آنها از اين كودك‌ربايي نيز به احتمال فراوان نداشتن بچه بوده كه پس از ربودن نعيم به افغانستان گريخته و شانزده سال بعد به سيرجان بازگشته بودند.

دادستان سيرجان يادآور شد: نعيم به علت 16 سال زندگي در يك خانواده افغان و بي‌اطلاعي از گذشته خود، هنوز براي پذيرش حقيقت ماجرا و زندگي در كنار خانواده اصلي خود آمادگي رواني ندارد.

نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 19:42 توسط امیر صبری|


4 دختربچه و 4 سرنوشت اسرارآمیز و مشابه معمایی را در برابر پلیس کرج قرار داد، که در آن فرضیه کودک‌ربایی‌‌های سریالی پررنگ‌تر است.

سرنوشت اسرارآمیز ۴ دختر بچه گمشده


 

4مادر و 4 پدر دو سالی می‌شود که بغض دارند و مدام اشک می‌ریزند، با هر زنگ تلفنی چشمانشان با امید برق می‌زند و وقتی صدای درمی‌آید هراسان برای دیدن دخترانشان به تکاپو می‌افتند. مهشاد 2 سال بیشتر نداشت که در جاده چالوس گم شد، زهره 2 ماه بعد بود که در همان منطقه ناپدید شد و هنوز اثری از این دو دخترک به دست نیامده بود که دختر 11 ساله‌ای به نام نرگس در مسیر مدرسه و 7 ماه بعد زهرا هم نرسیده به کلاس درس گم شد. 4 مادر شب‌‌ها چشمانشان را می‌بندند یکی برای کودک 2 ساله‌اش لالایی می‌خواند، دیگری مو‌های دخترک دوست‌داشتنی‌اش را در خیال نوازش می‌کند. وقتی عید می‌رسد دیگر لبخندی در خانه این 4 کودک گمشده نمی‌بینید. دیوار‌های غمزده و گردو غبار ماتم روی تک‌تک چهره‌‌ها نشسته است. بغض و اشک دقایق و حتی ثانیه‌‌های 4 مادر و 4 پدر را پر کرده است. بار‌ها در خواب با دخترکان شان حرف زده‌اند، چقدر شیرین شده‌اند مگر می‌شود در چشم‌به هم زدنی شادی از زندگی‌‌ها فراری شود. هنوز بوی پیراهن‌‌های 4 دخترک عشق را به دل مادرانشان می‌نشاند. گل‌سر‌های قرمز و سبزرنگ تنها یادگار دختران گمشده‌اند و عکس‌‌هایی که دنیایی از خاطره را در برابر چشمان 4 مادر و 4 پدر ورق می‌زنند. در گرما و سرما به یاد دخترکانشان هستند نکند مریض شده باشند.
سرچهارراه‌‌ها به دختران فال فروش خیره می‌شوند نکند دخترانشان ربوده شده‌اند تا گدایی کنند. پدری می‌گوید اگر دخترانمان می‌مردند سنگ قبری بود که بالای آن بنشینیم و گریه کنیم حالا تا آخر عمرمان باید چشم‌انتظار بمانیم و چقدر سخت است. مادری مدام صدای دخترکش را می‌شنود، آخرین روز، آخرین نگاه و آخرین خنده چقدر شیرین بود که برای همیشه تلخ شد.

مهشاد کوچولو
قرار بود به شمال بروند در جاده زیبای چالوس هنوز دیزین را کاملاً پشت سر نگذاشته بودند که برای ناهار در گوشه‌ای توقف کردند. مهشاد پازوکی 2 ساله و خواهرش 5 ساله بود، همه می‌خندیدند که ناگهان سایه هولناکی روی زندگی این خانواده جاخوش کرد. خرداد ماه سال 88 بود که همه فریاد‌های زنانه‌ای را در جاده سرسبز چالوس شنیدند، مهشاد گم شده بود!!!
مادر مهشاد گفت: در جاده چالوس بودیم که برای ناهار بعد از دیزین کنار رستوران جوان توقف کردیم. شوهرم مهشاد و دختر دیگرم که 5 سال داشت را به پشت چادر برد و من رفتم تا برایشان لباس بیاورم، هنوز 5 دقیقه هم نگذشته بود که صدای دختر بزرگم را شنیدم که می‌گفت مهشاد نیست. هیچ کس متوجه نشد که مهشاد به چه شکلی گم شده است، همه رودخانه را وجب به وجب گشتیم اما سرانجام به ما اعلام کردند که اگر جنازه دخترم در آب بود باید تا 18 روز جسدش بالا می‌آمد. اما این اتفاق نیفتاده است. در هر حال چون ما هیچ دشمنی نداشتیم مطمئنیم کسی در همان جا دخترم را دزدیده است. به پلیس اطلاع دادیم و پس از 2 سال هنوز هم چشم انتظار. جاده چالوس برایم کابوس شده و شبی نیست که در خواب گریه نکنم.

2 ماه بعد و یک سرنوشت مشابه
دو ماه از گم شدن اسرارآمیز دخترک 2 ماهه در جاده چالوس نگذشته بود که دختر 10 ساله‌ای به سرنوشت مشابهی گرفتار شد. آخرین محلی که «زهره» دیده شده بود تنها چند کیلومتر با محل گم شدن «مهشاد پازوکی» فاصله داشت. نزدیک به ساعت 3 بعدازظهر 11 مرداد‌ماه سال 88 بود زمانی که خانواده «زهره جنیدی» برای استراحت و خوردن ناهار در روستای گچسر در جاده چالوس توقف کردند. زهره برای قدم زدن از خانواده‌اش دور می‌شود که بعد از چند دقیقه پدر و مادرش نگران شده و به دنبالش می‌روند، اما هیچ رد پایی از زهره پیدا نمی‌کنند. پدر زهره می‌گوید: در حالی که خودش از آب می‌ترسید و می‌دانست نباید این کار را بکند به دلیل ادعای اطرافیان گمان کردیم که وارد آب شده است. به همین‌خاطر همان موقع شروع به جست‌وجو در آب کردیم. هیچ عمقی نداشت، با این حال دسته جمعی به تکاپو افتادیم. مأموران پلیس هم که آمده بودند اصرار داشتند دخترم در آب افتاده است. شنیدیم دو ماه پیش هم یک دختربچه در این منطقه گم شده است.
وی ادامه می‌دهد: تا 6 ماه کارمان جست‌وجو در آب بود، مردم محلی، هلال احمر و غواصانی که از همکارانم بودند به همراه خودم وجب به وجب رودخانه را تا 48 کیلومتر گشتیم، هر روز ساعت 7 صبح تا 7 شب در آب بودیم، اما هیچ ردی از زهره پیدا نشد.
پدر زهره ادامه می‌دهد: آن قدر اطرافیان تلقین کرده بودند که زهره غرق شده است که تا مدت‌‌ها خودم هم چنین فکری را می‌کردم، اما وقتی هیچ ردی از دخترم در آب پیدا نشد و محلی‌‌ها هم گفتند که محال است آب جنازه را در زمان کوتاه پس ندهد. به این فکر افتادم که شاید دخترم را ربوده‌اند چراکه طلا به همراه داشت و در عین حال خواهرش هم دیده بود که یک مرد از پشت پل آنها را تحت نظر گرفته است. وی افزود: در این مدت هیچ ارگانی نیست که به آن مراجعه نکرده باشم، اما هیچ کمکی به من نشده است. در همه این مدت خودم همیشه دنبال پرونده دخترم بوده‌ام و فقط نتوانسته‌ام سد کرج را بگردم چراکه هم هزینه زیادی دارد و هم اجازه‌اش را ندارم. آگاهی کرج هم دیگر اعلام کرده است که کاری از دستش برنمی‌آید و هیچ ردی برای پیگیری وجود ندارد.

بی‌بازگشت
سرنوشت نرگس نادری بعد از 2 سال هنوز هم مشخص نیست. ظهر روز 13 مهر‌ماه سال 88 ساعت 5/12 با لباس مدرسه از خانه‌اش در فردیس کرج خارج شد تا به مدرسه برود. فاصله خانه تا مدرسه‌اش نزدیک به 150 متر بود، اما زمانی که بعد از تعطیل شدن مدرسه خبری از نرگس نشد مادرش به مدرسه رفت تا خبری از دخترش بگیرد، اما شنید دخترش از ظهر اصلاً به مدرسه نرفته است و مسئولان مدرسه هم هیچ خبری به خانواده‌اش نداده‌اند.
پدرش با بغض می‌گوید: نرگس 11 ساله بود، در همه مدت تحصیلش شاگرد اول بود، آن قدر باهوش بود که شماره تلفن همه فامیل را حفظ بود، هنوز هم باورم نمی‌شود که گم شده است. لحظه‌ای که مادرش خبر داد که به مدرسه نرسیده است دنیا روی سرم خراب شد.
خانواده این دختر 11 ساله بلافاصله بعد از اینکه از ناپدید شدن دخترشان مطلع شدند ماجرا را به پلیس آگاهی اطلاع دادند. مأموران پلیس دست به کار شدند و همه محله‌شان را گشتند و حتی با سگ‌‌های زنده‌یاب ساختمان‌‌های نیمه‌کاره اطراف را هم جست‌وجو کردند اما هیچ خبری از نرگس نشد.
پدرش می‌گوید: تازه 12 روز بود که به خانه جدید رفته بودیم، نه کسی را در آن محل می‌شناختیم و نه کسی ما را می‌شناخت، هیچ دشمنی هم نداشتم که بخواهد اینگونه خانه‌خرابمان کند. وی ادامه می‌دهد: بعد از اینکه مطلع شدم دخترم گم شده است سریع به پاسگاه فردیس رفتم، پرونده‌سازی کردیم و ما را به آگاهی مرکزی کرج فرستادند که آنجا پرونده تشکیل شد، از همان روز کارم شده است که به همه ارگان‌‌ها مراجعه کنم تا شاید خبری از نرگسم شود اما با وجودی که 29 ماه گذشته هیچ خبری نشده است.
حتی چندبار هم در روزنامه آگهی زده‌ام اما جز چند تماس که مزاحم تلفنی بودند خبری نشد. پدر نرگس حتی به همسایه طبقه پایینش که یک خفت‌گیر بود هم مشکوک شد چراکه پلیس در یک عملیات سخت وی را دستگیر کرد اما با بازجویی‌‌هایی که به عمل آمد مشخص شد که وی نقشی در دزدیدن دخترش نداشته است.
پدر نرگس ادامه می‌دهد: به کسی 4 میلیون تومان بدهکار بودم حتی به وی شک کردم اما فایده‌ای نداشت، مدتی پیش فریب دوستانم را خورده و وارد گلدکوئیست شده بودم فکر کردم شاید دراین جریان نقشی داشته باشند اما با بررسی‌‌های پلیس مشخص شد کار آنها هم نبوده است. این مرد در حالی که دستانش می‌لرزد، می‌گوید: 2 سال است خانه ما پر از غصه و گریه است، حتی خواهر و برادر کوچکش هم هر چیزی می‌خورند سهمی برای خواهرشان کنار می‌گذارند، مادرش هر روز چشم به راه است تا خبری از نرگس شود.

یک دختر مدرسه‌ای دیگر
داستان گم شدن زهرا کریمیان شباهت بسیاری به سرنوشت نرگس دارد. زهرا که مانند نرگس 11 سال داشت زمان امتحانات پایان سال زمانی که از خانه‌اش در چهاردانگه هشتگرد خارج شد تا برای امتحان دادن به مدرسه برود دیگر به خانه برنگشت و بعد از گذشت این مدت هنوز هم خبری از این دخترک نشده است.
زهرا کریمیان که شاگرد کلاس پنجم بود ساعت 5/12 ظهر از خانه‌شان در چهاردانگه کرج خارج شد تا برای امتحان دادن به مدرسه برود اما مانند نرگس هرگز به مدرسه نرسید و داستان ناپدید شدنش هنوز معمایی است. خانواده زهرا هم مانند خانواده نرگس هیچ دشمنی نداشتند.

بن‌بست تحقیقات
پلیس کرج با دریافت هر گزارشی از ناپدید شدن دختران خردسال در محدوده استحفاظی به اقدامات تجسسی گسترده‌ای پرداخت. مظنون‌گیری‌‌ها و بازجویی‌‌ها و همه شاخه‌‌های تحقیقی پلیس در افشای سرنوشت اسرارآمیز این 4 دختربچه به بن‌بست خورد.
از سویی پیدا نشدن اجساد مهشاد کوچولو و زهره در آب‌‌های رودخانه اطراف چالوس و اینکه هیچ‌کس ندیده بود این دو دختر به آب افتاده باشند یا اصلاً شنایی در کار باشد و از سوی دیگر پرسه زنی‌‌های مردان مشکوک در اطراف این دو خانواده مسافر مسیر فرضیه‌‌ها را به سمت کودک‌ربایی پیش می‌برد.
پدر زهره که در اراک زندگی می‌کند در این خصوص گفت: هربار سر چهارراه ها دختران ژنده‌پوش و فالگیر را می‌بینم جست‌وجوگرانه چهره‌هایشان را نگاه می‌کنم شاید زهره هم از سوی باند‌های تکدی‌گیری ربوده شده و حالا در خیابان‌‌ها پرسه می‌زند. اما سرنوشت دو دخترک دانش‌آموز عجیب است چراکه آنها در یک محدوده جغرافیایی سر یک ساعت و در مسیر مدرسه گم شده‌اند.
اینکه دختربچه‌‌ها به جز مهشاد کوچولو که نمی‌توانست خانواده اش را پیدا کند اگر فرصتی پیدا می‌کردند می‌توانستند به تلفن خانه یا موبایل پدر و مادرشان شاید هم به خیلی‌‌های دیگر زنگ بزنند اما تا حالا اثری از خود بر جای نگذاشته‌اند و این معما را پیچیده‌تر می‌کند.

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 10:27 توسط امیر صبری|


كودك 10 ساله‌اي كه از سوي دو مرد ربوده شده بود، با حضور ماموران راهنمايي و رانندگي نجات يافت.

چند روز پيش ماموران گشت راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ در بزرگراه شهيد همت ـ باند شرق به غرب، ورودي خيابان آفريقا ـ به يك دستگاه خودروي پرايد نقره‌اي برخورد كردند كه راننده آن كنار خيابان ايستاده و از خودروهاي عبوري تقاضاي بنزين مي‌كرد.

واحد گشت راهنمايي و رانندگي به منظور كمك در كنار اتوبان توقف كرد و يكي از ماموران پليس به سمت خودرو رفت، اما در اين هنگام راننده پرايد از محل فرار كرد.

مأمور گشت پليس راهور بلافاصله با كمك يكي از همكاران خود راننده پرايد را تعقيب و او را به هويت سعيد 24 ساله دستگير كردند.

با دستگيري راننده خودروي پرايد، مأموران راهنمايي و رانندگي به بررسي علت فرار او پرداخته و در بازرسي خودرو مشاهده كردند پسربچه 10 ساله‌اي در صندلي عقب پرايد به حالت نيمه بي‌هوش افتاده است.

در تحقيقات مقدماتي از راننده پرايد معلوم شد پسربچه به علت خوردن آبميوه مسموم، بي‌هوش شده كه بلافاصله به بيمارستان منتقل شد؛ متهم نيز همراه خودروي توقيف شده به اداره يازدهم پليس آگاهي تهران بزرگ انتقال يافت.

متهم در تحقيقات اوليه به كودك‌ربايي اعتراف كرد و در اظهارات خود به كارآگاهان گفت كه همراه پسرخاله‌اش، كودك 10 ساله را ربوده است.

در ادامه تحقيقات، متهم درباره علت و انگيزه كودك‌ربايي مدعي شد دخترخاله‌اش به نام مهناز قصد داشته تا از همسرش جدا شود؛ اما همسرش او را به اجبار از خانه پدري‌اش ربوده و از آن زمان نيز اطلاعي از او ندارند و او هم به قصد انتقام‌گيري، همراه برادر مهناز، كودك را ربوده است.

متهم در رابطه با نحوه كودك‌ربايي گفت: روز حادثه به در منزل يكي از بستگان عليرضا (همسر مهناز) رفتيم كه پسربچه 10 ساله‌اي در را باز كرد و ما نيز بلافاصله او را ربوديم تا عليرضا مجبور شود مهناز را به خانه پدرش بازگرداند.

در ادامه رسيدگي به اين پرونده و با توجه به اعترافات متهم در ارتباط با همدستي و مشاركت پسرخاله‌اش (برادر مهناز) در اين كودك‌ربايي، كارآگاهان اداره يازدهم با شناسايي محل سكونت جواد (18 ساله)، دومين متهم پرونده را نيز در پاسداران، خيابان دولت دستگير كردند. اين متهم نيز با اعتراف به آدم‌ربايي، انگيزه اصلي خود را رهايي خواهرش از دست همسرش عنوان كرد.

در ادامه تحقيق از خانواده پسربچه ربوده شده، مشخص شد آنها از بستگان دور خانواده عليرضا (همسر مهناز) بوده و به هيچ عنوان اطلاع يا دخالتي در اختلافات شخصي يا خانوادگي عليرضا و خانواده مهناز ندارند.

با بهبود نسبي پسربچه 10 ساله، وي درباره نحوه ربوده شدن خود گفت: همراه دوستانم در حال بازي در كوچه بودم كه دو نفر با يك دستگاه پرايد به سمت من آمده و گفتند خودرويشان خاموش شده و از من و دوستانم براي هل دادن آن كمك خواستند.

وي افزود: در حال هل دادن خودرو بوديم كه ناگهان يكي از آنها، مرا بسرعت سوار ماشين كرد و بلافاصله خودرو راه افتاد. كودك ربوده شده افزود: در حالي كه از آنها درخواست مي‌كردم رهايم كنند، مرا مجبور كردند يك پاكت آبميوه را بنوشم كه پس از نوشيدن آن، ديگر متوجه هيچ چيز نشدم.

سرهنگ كارآگاه آريا حاجي‌زاده، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ روز گذشته دراين باره گفت: با توجه به اعتراف متهمان به جرم كودك‌ربايي، از سوي مقام قضايي دستور بازداشت موقت براي هر دو متهم پرونده صادر شده است. تحقيق از آنها ادامه دارد.

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 13:34 توسط امیر صبری|


3 نفر كه به قصد اخاذي 35 ميليون توماني، پسر 11 ساله‌اي را در شهر لارستان از توابع استان فارس ربوده و به جنوب كشور منتقل كرده بودند، دستگير شدند.

 موضوع اين آدم‌ربايي پس از آن فاش شد كه چند روز پيش والدين اين كودك پس از آن كه فرزندشان به خانه بازنگشت، دلواپس او شده و جستجو براي يافتن او را آغاز كردند اما اين تلاش‌ها بي‌نتيجه ماند.

پس از نااميدي والدين كودك گمشده، پدر خانواده با حضور در پليس آگاهي گم شدن پسر 11 ساله‌اش را گزارش كرد.

با شروع تحقيقات از سوي ماموران معلوم شد، مردي ناشناس با شاكي تماس گرفته و با ادعاي اين كه پسرش را ربوده است براي آزادي او درخواست 35 ميليون تومان پول كرده است.

دستگيري آدم‌ربا در حاشيه جاده

ماموران با آموزش شاكي و خانواده‌اش از آنها خواستند در محل قرار با آدم‌رباها حاضر شوند ولي متهم از حضور در محل ملاقات خودداري مي‌كرد تا اين كه آدم ربا‌ها خواستند والدين كودك به حاشيه جاده نورآباد بروند و تهديد كردند در صورت حاضر نشدن در محل پسر خردسال را خواهند كشت.

پس از آخرين تماس، ماموران همراه شاكي به محل قرار با آدم‌ربا‌ها رفتند و ساعاتي منتظر ماندند تا اين كه سرانجام مرد جواني به آنجا آمد اما او هنوز به پدر كودك نرسيده بود كه ماموران او را دستگير كردند.

با انتقال متهم به پليس آگاهي وي ادعا كرد قصد ملاقات با يكي از دوستانش را در حاشيه جاده داشته اما او در آنجا حاضر نشده و ماموران او را به اشتباه دستگير كرده‌اند.

در پي اظهارات متهم، او دوباره مورد بازجويي قرار گرفت و سرانجام اعتراف كرد كه در كودك‌ربايي نقش داشته است و روز حادثه براي دريافت پول از خانواده كودك ربوده شده، به محل قرار آمده است.در مرحله بعدي تحقيقات معلوم شد، 2 همدست ديگر متهم، كودك ربوده شده را از شهر خارج و به مكان ديگري منتقل كرده‌اند.

ردپاي متهمان در جنوب كشور

با به دست آمدن اين اطلاعات، جستجو‌هاي پليسي براي نجات كودك ربوده شده و دستگيري آدم‌ربا‌هاي فراري ادامه يافت تا اين كه ربايندگان بار ديگر در تماس با شاكي خواستند تا پول برايشان فراهم كنند تا در تماس بعدي محل تحويل او را اطلاع دهند.

در ادامه مشخص شد، آدم‌ربا‌ها كودك را به خانه‌اي در شهر بهبهان از توابع استان خوزستان انتقال داده و در اين محل نگهداري مي‌كنند.

با شناسايي مخفيگاه متهمان فراري، ماموران عازم بهبهان شدند و با هماهنگي قضايي وارد خانه‌اي كه اسارتگاه كودك بود، شده و 2 آدم رباي فراري را كه درون يكي از اتاق‌هاپنهان شده بودند، دستگير كردند.

با دستگيري 2 آدم‌ربا و جستجو در خانه ماموران كودك ربوده شده را در انباري خانه در حالي كه دست و پايش بسته شده بود، نجات دادند.

در پي اين حادثه، كودك نجات يافته همراه متهمان به پليس آگاهي منتقل شدند و والدين در مركز پليس فرزند خود را تحويل گرفتند.

روياي يک شبه پولدار شدن

متهمان در بازجويي‌هاي مقدماتي گفته‌هاي متناقضي را مطرح كردند اما در مواجهه حضوري با ديگر همدست بازداشت شده خود گفتند كه كودك را ربوده و قصد اخاذي از خانواده‌اش را داشته‌اند.

يكي از آدم‌ربا‌ها در اظهاراتش به پليس گفت: مدتي بود كه قصد داشتيم با ربودن يك كودك از خانواده‌اش اخاذي كنيم تا يك شبه پولدار شويم. بنابراين چند هفته‌اي در محله‌هاي شهر لارستان در رفت و آمد بوديم تا سرانجام متوجه شديم يك خانواده وضعيت مالي مناسبي داشته و به پسر خردسال خود وابستگي شديدي دارند.

متهم اضافه كرد: با اطلاع از اين موضوع تصميم به ربودن اين كودك و اخاذي از خانواده‌اش گرفتيم.يك هفته پيش از حادثه رفت و آمد‌هاي اعضاي خانواده را زير نظر گرفتيم تا سرانجام روز حادثه وقتي پسر خردسال از خانه‌شان بيرون آمده بود، او را تعقيب كرده و به بهانه پرسيدن آدرس وي را ربوده و با يك خودرو از محل متواري شديم.

متهم با اشاره به انتقال گروگان از لارستان به جنوب كشور گفت: ابتدا قرار بود يكي از همدستانم پول را بگيرد و بعد كودك را در حاشيه شهر رها كنيم تا خانواده‌اش او را پيدا كنند. اما خبري از همدستمان نشد. به ناچار كودك را به شهر ديگري در جنوب كشور انتقال داديم و در تماس با خانواده‌اش 35 ميليون تومان پول خواستيم.

مرد آدم‌ربا افزود: مي‌خواستيم پس از اين اخاذي چند بار ديگر از آنها اخاذي كرده و سپس كودك را رها كنيم كه ماموران ما را دستگير كردند.

بنابراين گزارش، 3 مرد آدم ربا با قرار قانوني روانه زندان شدند. تحقيقات تكميلي از آنها ادامه دارد.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 9:22 توسط امیر صبری|


كارگر جواني كه با همدستي دو نفر، پسر 11 ساله كارفرمايش را به قصد اخاذي ربوده بود، در عمليات ويژه ماموران اداره 11 پليس آگاهي تهران دستگير شد.

 رسيدگي به اين پرونده سه‌شنبه گذشته (10 آبان)‌ با شكايت مرد مغازه‌داري مبني بر ربوده شدن پسر 11 ساله‌اش در دستور كار ماموران كلانتري 114غياثي تهران قرار گرفت.

با تحقيق از شاكي معلوم شد، پسر 11 ساله‌اش ساعت 7:20 روز حادثه ـ سه‌شنبه ـ هنگام رفتن به مدرسه توسط سه نفر از سرنشينان يك خودروي پژو ربوده‌ شده و دو نفر از همسايه‌ها نيز شاهد حادثه بوده‌اند.

درپي اين شكايت و تحقيق از دو شاهد حادثه، پرونده براي تحقيقات در اختيار ماموران اداره 11 پليس آگاهي تهران قرار گرفت.

در حالي كه جستجوهاي پليس در اين باره آغاز شده بود، ماموران از طريق پدر كودك مطلع شدند يكي از آدم‌ربايان در تماس تلفني با او براي آزادي فرزندش 300 ميليون تومان پول خواسته و تهديد كرده در غير اين صورت فرزندش را خواهد كشت.

ماموران با آموزش به خانواده شاكي از آنها خواستند در تماس‌هاي بعدي مرد آدم‌ربا، محل ملاقات را تعيين كنند.

ردپاي كارگر شاكي در كودك‌ربايي

تحقيقات در اين باره ادامه داشت تا اين‌كه ماموران متوجه شدند كارگر شاكي به نام بهنام (26 ساله)‌، پس از ربوده شدن كودك 11 ساله در محل كارش حضور نيافته و تلفن همراهش نيز خاموش است.

به اين ترتيب، ماموران احتمال دادند اين كارگر فراري ممكن است يكي از همان سه آدم‌رباي فراري باشد.

در حالي كه جستجوها در اين باره ادامه داشت، ماموران باخبر شدند آدم‌رباها از شهرستان انزلي با پدر كودك تماس گرفته و خواسته‌اند تا هرچه زودتر 300 ميليون تومان به آنها پرداخت شود و تهديد كرده‌اند در غير اين صورت كودك را كشته و جسدش را در بيابان رها خواهند كرد.

در مرحله بعدي تحقيقات پليسي معلوم شد، آدم‌رباها بار ديگر با خانواده شاكي تماس گرفته و گفته‌اند بايد ساعت 14 روز چهارشنبه پول را درون ساكي گذاشته و در آزادراه قزوين ـ تهران حضور يابند.

بنابر اين ماموران اداره 11 پليس آگاهي با هماهنگي قضايي قاضي اميرآبادي معاون دادستان و سرپرست دادسراي جنايي تهران، عازم محل قرار شاكي با آدم‌رباها شدند. با حضور گشت‌هاي انتظامي همراه شاكي در محل، آدم‌رباها كه متوجه حضور پليس شده بودند، بسرعت از محل متواري شدند.

دستگيري سه آدم‌ربا

ماموران از آدم‌رباها خواستند تسليم شوند اما آنها بدون توجه به اخطارهاي ماموران پليس به فرار ادامه دادند تا اين‌كه بعد از چند ساعت تعقيب و گريز، گشت‌هاي انتظامي خودروي آدم‌رباها را نزديك اتوبان كرج متوقف و سه مرد جوان را دستگير كردند و كودك ربوده شده را نيز كه در صندلي عقب خودرو قرار داشت، نجات دادند.

با انتقال سه متهم به آدم‌ربايي و كودك نجات‌يافته به پليس آگاهي، متهمان بازجويي شدند و پسر 11 ساله تحويل خانواده‌اش شد.

بهنام يكي از آدم‌رباها در اظهاراتش به پليس گفت:‌ چند سالي در يك مغازه كار مي‌كردم كه شاكي در آنجا همسايه‌مان بود. در جريان رفت و آمد به مغازه‌اش متوجه وضعيت مالي مناسب او شده و تصميم گرفتم اموال وي را تصاحب كنم.

چند ماه پيش كه كارگر قبلي شاكي تسويه‌حساب كرد و رفت، از او خواستم اجازه دهد در مغازه‌اش كار كنم.

متهم اضافه كرد: پس از اين‌كه اعتماد شاكي را جلب كردم، نقشه ربودن كودك او را به قصد اخاذي طراحي كرده و ماجرا را با دو نفر از دوستانم در ميان گذاشتم و قرار بود به كودك آسيب نرسانيم.

مرد آدم‌ربا درباره روز حادثه گفت:‌ چند روز پيش از حادثه رفت و آمد‌هاي اعضاي خانواده بويژه پسر آنها را زيرنظر گرفتيم تا اين‌كه روز حادثه وقتي محمد، پسر 11 ساله از خانه بيرون آمد، به بهانه پرسيدن آدرس او را ربوده و متواري شديم.

سپس در تماس با خانواده‌اش براي آزادي كودك 300 ميليون تومان پول خواستيم.

پايان گروگانگيري 36 ساعته

سرهنگ محمديان،‌ رئيس‌ پليس آگاهي تهران در‌اين‌باره گفت:‌ درپي اين گروگانگيري ماموران اداره 11 پليس آگاهي در قالب چند گروه عملياتي جستجو براي دستگيري آدم‌رباها و نجات گروگان را آغاز كردند و پس از 36 ساعت توانستند سه آدم‌ربا را دستگير كنند و كودك ربوده‌شده را نيز نجات دهند.

وي افزود: متهمان با قرار قانوني در بازداشتگاه پليس به‌سر مي‌برند. تحقيقات تكميلي از آنها ادامه دارد.

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 9:49 توسط امیر صبری|


آدم‌ربايي كه با ربودن 2 پسربچه قصد اخاذي 150 ميليون توماني داشت،‌ در كمتر از 24 ساعت دستگير شد.

به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا، سرهنگ بيدمشكي، رئيس پليس آگاهي استان خراسان رضوي در تشريح اين خبر گفت: در پي گزارشي مبني بر وقوع آدم‌ربايي 2 برادر 10 و 12 ساله در شهر مشهد با يك دستگاه خودروي پرايد مسروقه، بلافاصله كارآگاهان تحقيقات خود را براي شناسايي آدم‌ربا و آزادي گروگان‌ها آغاز كردند.

در حالي كه تحقيق در اين زمينه ادامه داشت فرد آدم‌ربا در تماس با خانواده گروگان‌ها درخواست 150 ميليون تومان پول كرد.

بيدمشكي خاطرنشان كرد: با پيگيري ماموران مشخص شد خودروي مذكور در شهرستان تربت حيدريه رها شده كه بلافاصله ماموران به محل اعزام و با اقدامات اطلاعاتي مستمر و ردزني آدم‌ربا، متوجه شدند متهم همراه 2 پسربچه با اتوبوس عازم شهرستان فردوس شده كه با شناسايي اتوبوس و توقف آن، آدم‌ربا دستگير و دو كودك ربوده شده آزاد شده و تحويل خانواده‌شان شدند. با صدور قرار قانوني براي مردآدم‌ربا تحقيق از متهم در پليس آگاهي ادامه دارد.

نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 12:25 توسط امیر صبری|


فرمانده انتظامي استان يزد از دستگيري 5 آدم‌ربا و رهايي گروگان 14ساله خبرداد و گفت: آدم‌ربايان اين نوجوان را درون گودال و زيرخاك نگهداري مي‌كردند.

سرهنگ منوچهر امان‌اللهي افزود: در پي مراجعه فردي به نام «احمد» به كلانتري 14 ابوذر و اعلام شكايت اين فرد در مورد ربوده شدن پسر 14ساله‌اش به نام «ابراهيم» توسط افراد ناشناس، ماموران انتظامي شهرستان يزد با انجام تحقيقات مقدماتي از شاكي در محل وقوع آدم‌ربايي كه طويله حيوانات آنها بود، حضور پيدا كردند.

وي با بيان اين‌كه ماموران در بازديد از محل، با آثار بهم‌ريختگي و اين‌كه فردي با زور از ديوار طويله بالا كشيده شده مواجه شدند، گفت: ماموران كلانتري 14 با انتقال شاكي و پسرانش به كلانتري تحقيقات بيشتر در اين زمينه را ادامه دادند و دريافتند پدر نوجوان 14 ساله از وضعيت مالي مناسبي برخوردار است و با افرادي نيز داراي اختلافات مالي است.

فرمانده انتظامي يزد با اشاره به ارسال چندين پيامك تهديدآميز از سوي فردي ناشناس به شاكي و اين‌كه فردي ناشناس از طريق يكي از اقوام شاكي، وي را تهديد كرده است، گفت: ماموران كلانتري 14 ابوذر يزد اقوام شاكي را براي انجام تحقيقات به كلانتري دعوت كردند.

در ادامه شاكي پرونده فردي از اهالي زاهدان را به ماموران معرفي كرد و گفت اين فرد در نزديكي طويله شاكي در باغي متروكه سكونت دارد.

رئيس پليس يزد افزود: برهمين اساس ماموران كلانتري به محل مراجعه و در بازرسي از اتاقك باغ، متهم را مشاهده و او را به كلانتري منتقل كردند.

امان‌اللهي تصريح كرد: متهم در بازجويي ابتدا منكر موضوع شد اما در نهايت به ربودن پسر 14ساله شاكي با همكاري چهار نفر ديگر اعتراف و بيان كرد كه فرد ربوده شده در گودال از قبل آماده شده و در زير خاك نگهداري مي‌شود.

فرمانده انتظامي استان يزد افزود: ماموران با مراجعه به محل اعلامي از سوي متهم، پسر بچه را در حالي كه دست و پاها، چشم و دهانش بسته شده بود و حال مساعدي نداشت از گودال خارج كردند و در همان لحظه يكي از همدستان متهم كه از اين نوجوان نگهباني مي‌كرد دستگير و به كلانتري منتقل شد.

وي با بيان اين‌كه متهمان دربازجويي، علت و انگيزه آدم‌ربايي را اخاذي 500 ميليون توماني اعلام كردند، گفت: اعضاي ديگر اين باند نيز يكي پس از ديگري دستگير شدند.

فرمانده انتظامي استان يزد خاطرنشان كرد: از زمان اعلام شكايت پدر ربوده شده تا زمان دستگيري متهمان و رهايي فرد ربوده شده فقط چهار ساعت سپري شده بود.

نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 12:24 توسط امیر صبری|


 ساعت 7:30 روز هفتم بهمن پسر 12 ساله‌اي عازم مدرسه شد ولي ظهر به خانه بازنگشت.

والدين اين دانش‌آموز دلواپس شده و به مدرسه رفتند كه اطلاع‌ يافتند او به مدرسه نرفته است. آنها پس از جستجوي ناموفق با حضور در پليس آگاهي شهرستان مرودشت، گم شدن پسرشان را اطلاع دادند. در حالي كه جستجوهاي پليسي براي پيدا كردن پسر گمشده آغاز شده بود، مردي ناشناس با خانواده شاكي تماس گرفت و با اشاره به اين‌كه فرزند آنها را ربوده، براي آزادي‌اش 200 ميليون تومان پول خواست.

ماموران وقتي از اين موضوع باخبر شدند، ضمن آموزش به خانواده شاكي از آنها خواستند تا در محل ملاقات با رباينده حضور يابند. با اين حال مرد آدم‌ربا چند بار در تماس با شاكي قرار ملاقات تعيين كرد؛ اما در محل‌هاي قرار حاضر نشد.

ماموران كه احتمال مي‌دادند مرد آدم‌ربا و همدستانش كودك را از شهر خارج كرده‌اند، به تحقيقات ادامه دادند تا اين‌كه سرنخ‌هايي را به دست آوردند كه نشان مي‌داد آدم‌رباها پسر دانش‌آموز را به ارتفاعات مرودشت منتقل و در غاري زنداني كرده‌اند.

گروگان، 6 روز در غار پنهان بود

با مشخص شدن محل نگهداري گروگان، ماموران با هماهنگي قضايي به ارتفاعات مرودشت استان فارس اعزام شدند و منطقه را محاصره كردند.

دقايقي بعد، ماموران با ديدن 3 مرد كه كودكي را از غاري خارج كرده و در حال پايين آوردن از ارتفاعات هستند، 3 گروگانگير را دستگير كردند و گروگان خردسال نيز نجات يافت و تحويل خانواده‌اش شد. متهمان در بازجويي به گروگانگيري به انگيزه اخاذي اعتراف كردند.

متهمان قصد معتاد كردن گروگان را داشتند

يكي از آدم‌رباها در اظهاراتش گفت: من و 2 همدستم براي تامين هزينه ترياك، اموال خانه‌مان را مي‌فروختيم. از چند روز پيش كه پول‌هايمان تمام شد، تصميم گرفتيم با ربودن يك كودك، از خانواده‌اش اخاذي كنيم.

متهم يادآور شد: با بررسي درباره خانواده پسر 12 ساله وقتي متوجه شديم خانواده‌اش وضع مالي مناسبي دارند، فرزندشان را در راه مدرسه ربوده و به ارتفاعات مرودشت منتقل كرديم و در تماس با خانواده‌اش 200 ميليون تومان پول خواستيم.

در 6 روزي كه كودك در اسارتگاه ما بود، مي‌خواستيم با خوراندن ترياك به وي،‌او را معتاد كنيم ولي پسر 12 ساله مقاومت كرد و عاقبت مخفيگاهمان لو رفت و دستگير شديم.

بنابر اين گزارش، 2 همدست ديگر متهم نيز بازجويي شدند و به همكاري با مرد آدم‌ربا اعتراف كردند.

3 مرد آدم‌ربا با قرار قانوني روانه بازداشتگاه پليس شدند. تحقيقات از متهمان ادامه دارد.

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 8:38 توسط امیر صبری|


مرد قاچاقچي كه به انگيزه انتقام‌گيري از پسر 14 ساله همسايه‌اش با همدستي يكي از دوستانش وي را ربوده و با انتقال به باغ متروكه‌اي در حومه اسلامشهر قصد آزار رساندن به او را داشت، ناكام ماند. 

شامگاه چهارشنبه گذشته ماموران كلانتري احمدآباد مستوفي هنگام گشتزني در حومه اسلامشهر به يك خودروي پژو كه با سرعت بالايي در حركت بود، مشكوك شده و آن را متوقف كردند.

ماموران هنگام دريافت مدارك هويتي راننده در صندلي عقب خودرو متوجه پسر نوجواني شدند كه گريه مي‌كرد.  ماموران نسبت پسر نوجوان را با آنها جويا شدند كه يكي از مردان گفت او برادرم است و چون مادرمان در بيمارستان بستري است، دلتنگي مي‌كند. وقتي ماموران از پسر نوجوان علت را جويا شدند، او گفت: اين مرد برادرم نيست، آنها مرا ربوده‌اند.
در پي اين اظهارات، ماموران پسر نوجوان را از خودرو خارج كرده و 2 مرد جوان را با هماهنگي قضايي بازداشت و به كلانتري منتقل كردند.  در تحقيق از پسر نوجوان، وي گفت: در تهرانسر زندگي مي‌كنم. شب حادثه پس از خروج از باشگاه ورزشي در حال بازگشت به خانه بودم كه علي‌اصغر ـ متهم ـ كه همسايه‌مان بود، با چاقو راهم را سد كرد و به كمك دوستش مرا ربود.

آنها تهديد كردند كه اگر مقاومت كنم مرا به قتل مي‌رسانند و جسدم را در بيابان رها مي‌كنند. ماموران پس از ثبت اظهارات پسر 14 ساله و تماس با خانواده وي، پسر نوجوان را تحويل خانواده‌اش دادند. با گزارش موضوع به بازپرس مومني، كشيك دادسراي عمومي و انقلاب اسلامشهر، متهمان براي ادامه تحقيقات به اداره جنايي آگاهي اسلامشهر منتقل و بازجويي شدند.  اعتراف به انتقام سياه  علي‌اصغر، متهم 28 ساله در تشريح ماجراي آدم‌ربايي گفت: به مواد مخدر اعتياد دارم و از قاچاقچيان مواد مخدر هستم. چندي پيش هنگام بازگشت به خانه‌ام در تهرانسر متوجه شدم، پسر نوجوان همسايه در حال نشان دادن خانه‌ام به ماموران است.  متهم افزود: از ترس دستگيري از محله‌مان فرار كرده و چند روز بعد دوباره بازگشتم. به همين دليل با پسر 14 ساله دعوا كرده و او را كتك زدم. از همان روز درصدد انتقام بودم.  مرد آدم‌ربا تصريح كرد: شب حادثه همراه يكي از دوستانم او را در مسير بازگشت به خانه‌اش با تهديد چاقو ربوده و قصد داشتيم با انتقال به باغ متروكه‌اي مورد آزار و اذيت قرار دهيم كه ماموران به ما مشكوك شدند و قبل از عملي كردن نقشه شيطاني‌مان ما را دستگير كردند. 

با اعتراف مرد آدم‌ربا، ديگر همدست وي نيز به همكاري با او اعتراف كرد. بنابراين گزارش، 2 مرد آدم‌ربا با قرار قانوني روانه زندان شدند. تحقيقات تكميلي از آنها ادامه دارد.

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 8:36 توسط امیر صبری|


 بعد از تأیید حکم قصاص، اعدام، حبس و شلاق «شغال سیاه» در دیوان عالی کشور، پرونده به واحد اجرای احکام ارسال شد.

شغال سياه به طناب دار نزديك شد

عصر 12 مرداد سال 88، مأموران پلیس آگاهی شهرستان ورامین از وقوع قتل دلخراش یک زن مسن و نوه 9 ساله وی در خانه دختری او، باخبر شدند.

زن میانسالی که در این حادثه مادر و دخترش را از دست داده بود،‌ به مأموران گفت: صبح زود از خانه به همراه شوهرم خارج شدم، اما عصر که برگشتیم با اجساد مادر و دخترم که سرشان بریده شده بود مواجه شدیم. مقداری از طلاهای مادرم و یک گوشی تلفن همراه به سرقت رفته است.

تحقیقات از تعدادی از مظنونان قتل، که بسیاری از آنها در محدوده سکونت مقتولان حضور داشتند آغاز شد اما تا مدتی هیچ سرنخی از قاتل یا قاتلان به دست نیامد.

بعد از دستگیری قاتل، اولیای‌دم، در کمال تعجب با مرد همسایه خود رو به رو شدند که به هیچ‌وجه او را به عنوان مظنون معرفی نکرده بودند و به او اعتماد کامل داشتند.

شاهین، در اعترافات خود در مراحل مختلف تحقیقات مدعی شد که از چند روز قبل تصمیم به سرقت از خانه همسایه خود گرفته است ولی روز حادثه برای عملی کردن نقشه خود و شناسایی نشدن، مجبور به قتل «نگین» 9 ساله و مادربزرگ او شده است.

شاهین گفت: بعد از اینکه به بهانه قفل بودن در خانه، از مادربزرگ نگین خواستم در را باز کند تا از طریق خانه وارد خانه خود شوم، او جلوتر از من به سمت حیاط رفت که در یک لحظه از پشت چاقویی به پهلویش زدم و بعد از آن سرش را جدا کردم. او قبل از مرگ، مقداری از موهای مرا کند. بعد از اینکه دستهایم را شستم، متوجه شدم که نگین از خواب بیدار شده و مرا دیده است؛ بعد از اینکه او را مورد آزار و اذیت قرار دادم، دست و پایش را با آستین لباسش بستم و به طبقه بالا رفتم و موبایلی را برداشتم؛ وقتی برگشتم، متوجه شدم که دست‌های نگین باز شده است، او را خفه کردم و در نهایت با چاقو سرش را بریدم و از خانه خارج شدم.

قرار مجرمیت شاهین با توجه به اعترافات صریح از سوی دادسرای جنایی صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد که صبح روز 20 آذر سال گذشته به ریاست قاضی اکبر ساعی برگزار شد.

در ابتدای جلسه اصغریروشن، نماینده دادستان با اشاره به کیفرخواست صادره گفت: اتهام انتسابی به متهم مبنی بر 2 فقره قتل عمدی و سرقت مقرون به آزار محرز است و خواستار مجازات وی هستم.

اولیایدم نیز در جایگاه قرار گرفتند و با درخواست قصاص متهم، از قاضی ساعی خواستند این حکم در ملاءعام اجرا شود.

ادعای جدید متهم در دادگاه: من همدست داشتم

متهم در جایگاه قرار گرفت و علیرغم اینکه تا قبل از این،‌ 8 بار به صراحت مدعی شده بود که با نقشه قبلی و به تنهایی مرتکب این جنایت شده، امروز مدعی شد که با دو نفر از دوستانش به نام‌های یدالله و فرامرز این کار را کرده است. متهم یک بار دیگر هم مدعی شده بود با افرادی به نام سجاد و رضا قتل را انجام داده است که آن را دروغ و متأثر از حرف‌های دیگر زندانیان خوانده بود.

شاهین در تشریح حادثه گفت: با دوستان وارد خانه شدیم که فرامرز پیرزن را از پشت با چاقو زد؛ من رو به روی او قرار گرفتم تا طلاهایش را درآروم، اما موهای مرا کشید که فرامرز مجبور شد با چاقو گردن او را بزند. بعد از اینکه دستهایمان را شستیم، من و یدالله به طبقه بالا رفتیم و وقتی برگشتیم متوجه شدیم فرامرز نگین را هم به قتل رسانده است.

قاضی ساعی گفت: خانواده مقتول به قدری با تو صمیمی بودند که به هیچ‌وجه به تو مظنون نشدند و این به دلیل سابقه آشنایی بوده است و حتی عروسی تو در خانه آنها برگزار شد.

شاهین در پاسخ به سؤال قاضی که طلاها را چه کردی گفت: نه طلایی به دستم رسید و نه پولی؛ همه آن را یدالله و فرامرز بردند.

قاضی به اظهارات یدالله مبنی بر اینکه طلاها را شاهین به او داده و مدعی شده که متعلق به همسرش است، برای شاهین خواند و شاهین آنها را تکذیب کرد.

برای آدم معتاد،‌ هزار تومان هم گنج است

شاهین با بیان اینکه هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات همراه بودن آنها با خود ندارد، در پاسخ به این سؤال که ارزش طلاها چقدر بود که مرتکب 2 قتل با این خشونت شدی گفت: بیش از 2 سال است که به شیشه و کراک اعتیاد دارم و برای یک فرد معتاد، هزار تومان هم ارزشمند است.

وی در پاسخ به این سؤال که اگر صحنه قتل نگین را ندیدی، چگونه آن را به طور دقیق بازگو کردی، گفت: فرامرز بعد از قتل و خروج از خانه،‌ ماجرا را تعریف کرد.

قاضی از متهم سؤال کرد که اگر طلاها را یدالله دزیده است، پس چرا تو مبلغ آن را به خانواده مقتول پس دادی گفت: پول را بدون اجازه من از حسابم برداشت کردند.

دفاع از موکل با استناد به مرغ!

بعد از اظهارات شاهین، وکیل وی در جایگاه قرار گرفت و در اظهارات خود گفت: من در زندان با موکلم صحبت کردم و متوجه شدم که او 4 بار اظهارات متفاوتی ارائه کرده است. من یک بار به او گفتم 2 مرغ مقابلت قرار میدهم و اگر توانستی یکی را بکشی و دیگری را بگیری، قبول میکنم که تو قاتلی.

وی با بیان اینکه موکلش از سوی افرادی تهدید شده است، گفت: موکل من برای حفظ جان خانواده‌اش حقیقت را نمی گوید. یکی از کسانی که موکل من نام او را آورده، توسط شاهدانی، قبل از قتل همراه او دیده شده و او کسی است که از گذشته با پدر نگین، آشنایی داشته است. آنها روز حادثه با پراید به منزل پدر نگین رفته بودند. درخواست تحقیقات بیشتر هم درباره اظهارات موکلم و هم درباره سلامت روانی او را دارم.

قاضی ساعی خطاب به وکیل متهم گفت: خودروی پراید موردنظر شما، مربوط به این پرونده نیست و تحقیقات لازم درباره آن صورت گرفته است.

شاهین در جایگاه قرار گرفت تا آخرین دفاعیات خود را بگوید، اما فقط گفت: من همدست و شریک جرم داشتم و حرف دیگری ندارم.

ادامه جلسه دادگاه، برای رسیدگی به اتهام آزار و اذیت متهم، به صورت غیرعلنی برگزار شد.

قصاص، اعدام، حبس و شلاق، مجازات شغال

بعد از ختم جلسه، قاضی ساعی به همراه مستشاران دادگاه (محمدی کشکولی، سالاری، بومی و مرادی) وارد شور شدند و حکم پرونده را اینگونه صادر کردند: شاهین به اتهام قتل عمدی به 2 بار قصاص، به اتهام تجاوز به نگین به اعدام، به اتهام سرقت مقرون به آزار به 10 سال حبس و تحمل 74 ضربه شلاق و همچنین رد اموال مسروقه محکوم شد.

بعد از اینکه پرونده از سوی دیوان عالی کشور تأیید شد و به دادگاه کیفری استان تهران بازگشت، پرونده به واحد اجرای احکام فرستاده شد.

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 8:9 توسط امیر صبری|


 فرمانده انتظامی شهرستان سمنان ظهر امروز در گفت‌وگو با خبرنگاران در تشریح این واقعه    گفت: دو شهروند سمنانی که در محل کار خود در مغازه‌ای در میدان استاندارد مشغول فعالیت بودند، صدای جیغ و فریاد دختر بچه‌ای را شنیده و پیگیر موضوع شدند.

محسن غفاری با بیان اینکه دو شهروند موردنظر خودروی پیکان وانتی را مشاهده می‌کنند که در حال حرکت به جاده نظامی سمنان است، ادامه داد: در همین بین، یک دختر بچه از داخل قسمت باری خودرو خود را به بیرون پرت می‌کند.

غفاری افزود:‌ شهروندان سمنانی با دیدن صحنه و به خیال اینکه دختربچه فرزند راننده خودرو است، با سر و صدا قصد متوقف کردن وسیله نقلیه را داشتند که راننده پس از مشاهده شهروندان با سرعت بیشتری به راه خود ادامه داد.

:(

وی اظهار داشت: نزدیک به ۱۰۰ متر جلوتر نیز دختر بچه دیگری خود را از داخل خودرو به بیرون پرتاب کرد که این موضوع حساسیت شهروندان را بیشتر کرده و آنها با یک دستگاه موتورسیکلت به تعقیب خودروی موردنظر پرداختند.

فرمانده انتظامی شهرستان سمنان گفت: این شهروندان وظیفه‌شناس خودروی مورد نظر را که تغییر مسیر داده، متوقف کردند و موضوع را با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ در جریان گذاشتند.

وی با اشاره به حضور ماموران در صحنه حادثه و شرح ماوقع از سوی شهروندان گفت: عوامل انتظامی راننده خودرو را بازداشت کرده و به اتفاق دو دختربچه برای انجام تحقیقات تکمیلی به اداره پلیس انتقال دادند.

غفاری با بیان اینکه در تحقیقات بعدی مشخص شد مادر این دو دختر بچه ۵ و ۱۰ ساله در زندان به سر می‌برد و این دو برای ملاقات مادرشان همراه با مادربزرگ و خاله خود به سمنان آمده‌اند، افزود:‌ مادربزرگ و خاله دختر بچه‌ها به دلایلی که همچنان در دست بررسی است، به اطراف سمنان عزیمت کرده‌اند.

وی گفت: آنها بچه‌ها را در میدان معلم سمنان به امید اینکه خودشان به ملاقات مادر می روند، رها می‌کنند و دختر بچه‌ها نیز برای رفتن به زندان و ملاقات مادر خود سوار یک دستگاه خودروی پیکان وانت می‌شوند و متاسفانه این ماجرا اتفاق می‌افتد.

فرمانده انتظامی شهرستان سمنان با اعلام اینکه در تحقیقات تکمیلی کارآگاهان پلیس آگاهی مشخص شد مرد شیطان‌صفت به قصد اذیت و آزار جنسی دختر بچه‌ها را سوار خودرو کرده، با قدردانی از اقدام به موقع دو شهروند سمنانی، از عموم مردم خواست تا با مشاهده هرگونه مورد مشکوک بی درنگ پلیس را از طریق تماس با ۱۱۰ در جریان گذارند.

فرمانده انتظامی شهرستان سمنان همچنان با تاکید بر هوشیاری و مراقبت بیشتر خانواده‌ها از فرزندان خود برای پیشگیری از اینگونه حوادث تلخ، ارائه آموزش‌های لازم در خصوص استفاده از وسایل نقلیه عمومی به جای خودروهای مسافرکش شخصی را خواستار شد.

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 10:56 توسط امیر صبری|


فرمانده انتظامي خراسان رضوي از متلاشي شدن يک باند کودک ربايي در مشهد خبر داد.
حميد فهيمي راد گفت؛ با تلاش ماموران انتظامي چهار نفر از اعضاي اين باند شش نفري که دو کودک را ربوده بودند، دستگير شدند.

کودک و کودک ربایی 4
وي افزود؛ ربودن کودک هشت ساله يي به نام شيرين در 26 آذر سال گذشته و دختر بچه هفت ساله يي به نام هانيه در 24 مهر امسال از مقابل منازل مسکوني شان از اقدامات اعضاي اين باند است.
وي تصريح کرد؛ با دستگيري يکي از اعضاي اين باند به نام پدرام در دي ماه، امسال و بر اساس اعترافات وي به تازگي سرکرده اصلي اين باند به نام جمعه و دو همدست ديگرش که افغان هستند، دستگير شدند.
فرمانده انتظامي خراسان رضوي گفت؛ سرکرده اصلي اين باند آدم ربايي داراي سه فقره سابقه کيفري در زمينه مواد مخدر، آدم ربايي و شرارت است.
وي خاطرنشان کرد؛ با اعترافات متهمان دستگيرشده، تلاش براي دستگيري دو عضو ديگر اين باند همچنان ادامه دارد.
فهيمي راد افزود؛ اعضاي اين باند پس از ربودن کودکان در تماس با خانواده هاي آنان 500 ميليون تومان وجه نقد را براي آزادي دختر بچه ها خواستار مي شدند و پس از دريافت پول آنان را رها مي کردند.
هم اکنون اين کودکان در سلامت کامل و در کنار خانواده هاي خود به سر مي برند.

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 16:51 توسط امیر صبری|


دختر 17 ساله اي براي اين كه مشكل مالي پسر موردعلاقه اش را حل كند براي ربودن پسر 4ساله يك شهروند كرجي نقشه كشيد.
سرهنگ كريمي ، فرمانده انتظامي شهريار با اشاره به پرونده اين كودك ربايي به خبرنگار «جام جم» گفت: شامگاه سوم شهريور امسال زن جواني با مراجعه به اداره آگاهي شهريار، از ربوده شدن پسر 4 ساله اش به نام حميدرضا خبر داد.

کودک و کودک ربایی 3
500 هزار تومان براي آزادي پسر خردسالشاكي در تشريح ماجرا گفت: پسرم در محل با دوستانش بازي مي كرد كه چند ساعت بعد خبري از او نشد.
دوستانش هم نمي دانستند او كجا رفته ، در جستجويش بوديم كه مرد ناشناسي با تلفن همراهم تماس گرفت و گفت كه فرزندم پيش اوست و براي آزادي او بايد مبلغ 500 هزار تومان بپردازم ، او گفت كه در تماس هاي بعدي ، محل تحويل پول را تعيين خواهد كرد.
سرهنگ كريمي ادامه داد: با اطلاعاتي كه ماموران از شاكي به دست آوردند، تيم ويژه اي به سرپرستي سرهنگ اقبال زاد رئيس اداره آگاهي ، تحقيقات گسترده اي را براي دستگير ربايندگان و آزادي پسر خردسال آغاز كردند.
وي افزود: ساعت يك بامداد 4 شهريور، مرد ناشناس بار ديگر با تلفن همراه مادر پسر ربوده شده تماس گرفت و خواست تا پول درخواستي را داخل يك كيف تيره رنگ گذاشته و به ميدان ارغوان مارليك بياورد.
به اين ترتيب ،كارآگاهان اداره مبارزه با آدم ربايي ضمن آموزش به شاكي ، به محل ملاقات با آدم ربايان اعزام شدند و محل را به طور نامحسوس زير نظر گرفتند تا اين كه مرد جواني از يك خودروي پرايد سفيدرنگ خارج شد و براي تحويل پول به سمت خودرويي كه مادر حميدرضا در آن بود، حركت كرد كه در پي يك عمليات ضربتي از سوي پليس دستگير شد.
تعقيب و گريز 20 دقيقه اي با آدم ربايان
فرمانده انتظامي شهريار افزود: ديگر سرنشينان خودرو كه متوجه حضور پليس شده بودند، از محل ملاقات متواري شدند و ماموران به تعقيب آنها پرداختند و پس از تعقيب و گريز 20 دقيقه اي و شليك تيرهوايي ، خودروي آدم ربايان را متوقف كردند و موفق به دستگيري يك زن و مرد جوان و آزادي پسر خردسال شدند و او را به مادرش تحويل دادند.
متهمان براي ادامه تحقيقات به پليس آگاهي شهريار منتقل شدند و در بازجويي هاي پليسي سرانجام دختر 17 ساله راز كودك ربايي را فاش كرد.
اعتراف طراح كودك ربايي
آزيتا متهم در اظهاراتش گفت: 3 ماه پيش ، وقتي براي تماس تلفني با پسر مورد علاقه ام (حسين) به يك باجه تلفن همگاني رفته بودم ، با مادر حميدرضا آشنا شدم و هرازگاهي او را در خيابان مي ديدم تا اين كه هفته پيش حسين را ديدم كه عنوان كرد به 200 هزار تومان پول نقد نياز دارد و از من خواست تا پول را برايش تهيه كنم.
من هم به دليل علاقه ام به او تصميم گرفتم پول درخواستي را برايش تهيه كنم. ابتدا از مادرم خواستم اين مبلغ را به من بدهد كه قبول نكرد، بنابراين به دنبال راه حلي بودم تا 200 هزار تومان را تهيه كنم كه تصميم گرفتم پسر 4ساله آن زن را كه با او آشنا شده بودم ، بربايم. دختر كودك ربا ادامه داد: روز بعد، با يكي از اقوام حسين (پسر مورد علاقه ام) تماس گرفتم و ماجرا را با وي در ميان گذاشتم كه او قبول كرد.
بنابراين ساعت 19.30 عصر روز حادثه طبق يك نقشه به محل سكونت آن زن رفتم و حميدرضا را در حال بازي با دوستانش ديدم ، صدايش كردم و به بهانه خريد خوراكي ، او را با خود بردم و به منزلي در مهرشهر كرج منتقل كردم و از همدستم (شهرام) خواستم تا با مادر وي تماس بگيرد و تقاضاي پول كند. چند ساعت بعد، وقتي مطمئن شديم كه زن جوان پول درخواستي را آماده كرده است ، خودرويي را كرايه كرديم و با همدستم همراه كودك ربوده شده به محل ملاقات رفتيم كه سرانجام دستگير شديم.
به دنبال اظهارات دختر كودك ربا، همدستانش هم به جرايم خود اعتراف كردند. بنابراين گزارش ، متهمان با قرار قانوني روانه زندان شدند و تحقيقات تكميلي از آنها ادامه دارد.

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 16:51 توسط امیر صبری|


دختر جواني كه براي تهيه پول مورد نياز دوست پسرش، كودك 4 ساله اي را ربوده بود، هنگام تحويل پول در محاصره پليس آگاهي استان تهران گرفتار شد.
    
    کودک و کودک ربایی 2
    مريم اين بار كه به خانه دوست جديد خود، آزيتا رفت، كودكش ناپديد شد. او موقع خروج از خانه آزيتا هر چه دنبال آيدين گشت، اثري از او نيافت. ساعتي از اين موضوع گذشت و هر دقيقه نگراني مريم بيشتر مي شد چون كودك 4 ساله او نمي توانست جاي دوري رفته باشد. سرانجام تلفن همراه مادر آيدين به صدا درآمد و خبر بدي به او رسيد. مرد ناشناسي گفت آيدين را ربوده و در مقابل دريافت 500 هزار تومان، او را تحويل خواهد داد.
    
    
    مريم با شنيدن اين موضع سراسيمه به كلانتري 17 مارليك رفت و گفت كودكش دزديده شده است. به دنبال اين خبر، كارآگاهان اداره پليس آگاهي استان تهران با آموزش هاي لازم به مادر كودك، براي آزادي گروگان و دستگيري ربايندگان وارد عمل شدند. زن جوان به خواسته ماموران با مرد ناشناس طوري حرف زد كه او از اينكه پليس از ماجرا باخبر است، بويي نبرد. سرانجام كارآگاهان به اولين هدف خود رسيدند و آدم ربا با مادر كودك ساعت يك بامداد قرار گذاشت. ميدان ارغوان مارليك به عنوان محل تحويل پول و كودك مشخص شد و زن جوان با 500 هزار تومان سر قرار رفت. آدم ربا خلوت ترين ساعت روز را براي قرار مشخص كرده بود و اين موضوع كار پليس را سخت تر مي كرد.
    
    
    سرانجام مرد جواني كه آيدين را همراه خود آورده بود توسط پليس محاصره شد. پس از آزادي كودك و بازگشت او به آغوش مادرش، ماموران در حلقه محاصره خود به دختر 15 ساله اي مشكوك شدند. او همان آزيتا بود. پس از انتقال دو متهم به اداره پليس آگاهي، جزئيات اين كودك ربايي فاش شد. بررسي ها نشان داد مدتي پيش دوست پسر آزيتا از او 200 هزار تومان پول خواسته بود. اين دختر 15 ساله هنگامي كه موفق به تهيه اين مبلغ نشد، براي از دست ندادن دوست خود نقشه كودك ربايي را طراحي كرد. آزيتا با زير نظر گرفتن مريم با او دوست شد و اعتماد او را جلب كرد. اين دختر 15 ساله به تنهايي نمي توانست نقشه خود را عملي كند. به همين دليل از پسر عمه دوست پسرش خواست با او همكاري كند. به همين دليل مبلغ درخواستي را 500 هزار تومان تعيين كرد تا چيزي هم عايد شهرام شود.
    
    
    رئيس مركز اطلاع رساني پليس استان تهران (ابوالفضل قرباني) به دنبال دستگيري آدم ربايان با بيان اينكه يك راننده آژانس هم همراه متهمان دستگير شده بود، به رانندگان هشدار داد: <راننده اي كه دستگير شده بود هيچ نقشي در آدم ربايي نداشت و از اين موضوع بي خبر بود. در اين مورد از رانندگان مي خواهيم از سوار كردن افراد مشكوك خودداري كنند تا دچار تبعات منفي آن نشوند.>
    
    
    قرباني همچنين از خانواده ها خواست با محبت هاي منطقي به فرزندانشان نگذارند آنها در دام افراد فريبكار بيفتند. رئيس مركز اطلاع رساني پليس استان تهران گفت: <كنترل بيش از حد فرزندان به اندازه كنترل نكردن آنها خطرناك است.>
    
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 16:49 توسط امیر صبری|


پليس با پايان دادن به يك كودك ربايي ۲ ساعته در شهريار، دختر نوجوان ۱۵ ساله اي را به عنوان طراح نقشه دستگير كرد.
    ماجراي اين كودك ربايي ساعت ۳۰:۱۹ اوايل شهريور رخ داد و خانواده نگران كودك بلافاصله موضوع را به كلانتري ۱۷ «مارليك» اعلام كرده و رسيدگي به اين پرونده در دستور كار كارآگاهان پليس شهريار قرار گرفت.

کودک و کودک ربایی5
    ساعتي بعد مرد ناشناسي در تماس تلفني خواستار ۲۰۰ هزار تومان براي آزادي افشين ۴ ساله شد.
    اما مادر كودك با وعده پرداخت ۵۰۰ هزار تومان از آدم رباها خواست تا هرچه سريع تر كودك بازگردانده شود.
    بدين ترتيب ميدان ارغوان مارليك در ساعت يك بامداد روز بعد، به محاصره نامحسوس پليس درآمد. در ساعت مقرر يك دستگاه پرايد سفيد رنگ با ۲ سرنشين مرد، يك زن و كودك ربوده شده در فاصله اي دورتر از محل قرار حضور پيدا كرده و بدين ترتيب پس از اخذ وجه موردنظر، پليس جهت دستگيري عامل جابه جايي پول وارد عمل شد، اما در همين حين خودرو پرايد قصد فرار از محل كرد و سرانجام در جريان ۲۰ دقيقه تعقيب و گريز، خودرو متوقف و «افشين» ۴ ساله به خانواده بازگردانده شد.
    پليس در نهايت تعجب دختري ۱۵ ساله را به عنوان عامل اصلي اين كودك ربايي دستگير كرد و تحقيقات از متهم نشان داد وي در جريان دوستي با يك پسر، با تقاضاي وي براي پرداخت ۲۰۰ هزار تومان قرض مواجه شده و از آنجا كه دل به محبت ظاهري مردي غريبه داشت، براي پاسخ به اين نياز، نقشه كودك ربايي را طراحي كرده است.

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 16:46 توسط امیر صبری|


دادستان مشهد اعلام كرد كه پرونده كودك‌ربايي اطفال در مشهد با پرونده قتل دو كودك هيچ ارتباطي ندارد و سبك و سياق و انگيزه متهمان دو پرونده كاملا با يكديگر متفاوت است. ‌ غلامحسين اسماعيلي، دادستان مشهد، درباره دو پرونده كودك‌ربايي و قتل دو كودك در مشهد، گفت: متهم اصلي باندي كه مبادرت به ربايش اطفال خردسال مي‌كردند و بيشتر به دنبال جلب منافع و گرفتن پول از اولياي اين اطفال بودند، اخيرا دستگير شد و پرونده اين حادثه در حال رسيدگي‌هاي قضايي است. ‌

وي افزود: با وجود اين‌كه خانواده اطفال ربوده شده بدون هماهنگي با مقامات قضايي و انتظامي و با پرداخت بخشي از وجوه مورد تقاضاي كودك‌ربايان به آنها زمينه رهايي فرزندان‌شان را فراهم كرده بودند و ديگر پيگير اين پرونده نبودند اما دادسراي عمومي و انقلاب مشهد و عوامل انتظامي حسب احساس وظيفه خود نسبت به ريشه‌يابي اين حادثه پيگيري مجدانه‌اي به خرج دادند و نهايتا متهم اصلي پرونده بازداشت شد. ‌ دادستان مشهد، با بيان اينكه هيچ ارتباطي بين اين پرونده و پرونده قتل دو طفل خردسال وجود ندارد، گفت: سبك و سياق و انگيزه متهمان دو پرونده كاملا با يكديگر متفاوت است. در مورد پرونده قتل دو كودك خردسال نيز اقدامات مجدانه‌اي صورت گرفت و به نتايج خوبي رسيديم.

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 16:45 توسط امیر صبری|


فردی كه با ربودن كودك ۱۱ ساله ای قصد دریافت یكصد میلیون پول را از خانواده ‌كودك ربوده شده داشت با تلاش كارآگاهان پلیس دستگیر شد...

کودک و کودک ربایی

فردی كه با ربودن كودك ۱۱ ساله ای قصد دریافت یكصد میلیون پول را از خانواده ‌كودك ربوده شده داشت با تلاش كارآگاهان پلیس دستگیر شد. ‌
 
به گزارش برنا، سوم دی ماه امسال فردی با مراجعه به ماموران پلیس آگاهی استان ‌فارس از ربوده شدن فرزند
 
خود توسط چند فرد ناشناس خبر داد. ‌این مرد در شكایت خود به كارآگاهان گفت: صبح امروز متوجه ربوده شدن
 
محمد جواد در راه مدرسه در ‌منطقه نصیر آباد توسط راننده یك خودرو پژو ۴۰۵ شدیم. ‌مرد جوان در حالی كه به
 
شدت نگران بود ادامه داد: هنوز ساعتی از ربوده شدن پسر ۱۱ ساله ام نگذشته ‌بود كه فرد آدم ربا در یك تماس
 
تلفنی كوتاه ضمن درخواست ۱۰۰ میلیون پول نقد برای آزادی فرزندم، مدعی ‌شد اگر موضوع را با پلیس در میان
 
بگذارم آنها فرزندم را می كشند. ‌با توجه به شكایت پدر نگران و حساسیت موضوع، تعدادی از كارآگاهان مجرب
 
پلیس مسئول رسیدگی به ‌موضوع شدند. تحقیقات در این زمینه ادامه داشت تا اینكه پس از ‌گذشت ۱۸ روز
 
كارآگاهان با انجام تحقیقات توانستند رد آدم ربایان را در حوالی بندرعباس شناسایی كنند. ‌پس از اعزام اكیپی از
 
كارآگاهان پلیس آگاهی فارس به بندرعباس و هماهنگی با پلیس آگاهی هرمزگان، ‌ماموران صبح روز ۲۷ دی ماه
 
امسال با شناسایی مخفیگاه متهمان و محاصره آن در كوه‌های منطقه ‌تخت بندرعباس برای نجات پسر ربوده شده
 
وارد عمل شدند. ‌فرد آدم ربا به محض دیدن ماموران به سوی آنها آتش گشود كه با واكنش سریع آنها، فرد
 
گروگان گیر ‌دستگیر شد. كارآگاهان در بازرسی از مخفیگاه متهم یك قبضه سلاح كلاشینكف به همراه چندین ‌
 
فشنگ جنگی ،یك دستگاه تلفن همراه ماهواره ای و یك تلفن همراه معمولی كشف كردند. در ادامه كارآگاهان با
 
نجات پسر ۱۱ ساله وی را به آغوش خانواده باز گرداندند. ‌با انتقال متهم به اداره آگاهی و انجام تحقیقات،
 
مشخص شد مرد كودك ربا در سال ۸۰ در بندر عباس در یك ‌جشن عروسی، یكی از دوستان خود را به قتل
 
رسانده بود كه پس از دستگیری حین انتقال به زندان ‌توانسته بود از چنگ پلیس فرار كند. باروشن شدن این
 
موضوع، مرد گروگان گیر مورد بازجویی قرار گرفت. ‌متهم در بازجویی ها در مورد علت و نحوه آدم ربایی به كارآگاهان
 
گفت: پس از فرار از دست ماموران با آمدن به شیراز زندگی جدیدی را شروع كردم ولی پس از مدتی به علت
 
مشكلات مالی ‌تصمیم به سرقت گرفتم اما هنگامی كه خانواده محمد جواد كه دارای وضع مالی نسبتا خوبی
 
بودند را شناسایی كردم، تصمیم گرفتم با ربودن پسر آنها و گرفتن پول، بسیاری از مشكلاتم را حل ‌كنم. به همین
 
دلیل با تهیه نقشه و خرید اسلحه روز حادثه مقابل مدرسه محمد جواد كمین كرده و در یك ‌فرصت مناسب وی را
 
به بهانه ای سوار خودرو كردم و به سرعت از محل متواری شدم. ‌گفتنی است با اعترافات فرد كودك ربا
 
تـحـقـیـقـــات كــارآگــاهــان بــرای شـنــاســایــی و دستگیری سایر همدستان متهم آغاز شد. ‌
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 16:44 توسط امیر صبری|



مطالب پيشين
» سمینار تخصصی کودکان کار
» آزار و شکنجه
» 2 بار قصاص و یک بار اعدام در ملاءعام برای کودک ربایان
» مرگ كودك 2 ساله براثر سقوط در آب
» قتل مادر و دختر 8 ساله در تهران
» قتل دختربچه 6 ساله براي 7 گرم طلا
» آزادي اهورا از دست گروگانگيران
» سرنوشت کودک گمشده در ابهام
» فائزه در شكنجه‌گاه نامادري
» اعتراف پدر به قتل پسر

Design By : Pars Skin